با شقایق می توان در بزم گل پروانه شد
با غریبی ، بی کسی ، بیگانه بیگانه شد
با شقایق می توان تا مرز دل پرواز کرد
با شقایق می شود با عشق هم ، همخانه شد
شاهدان عشق مرا دیوانگی پنداشتند
با شقایق می توان دیوانه دیوانه شد
چهره ی گلها زشادی رنگ مستی گرفت
چون شقایق جام بزم مستی ، مستانه شد
چون عروس باغ ، صورت را به نامحرم گشود
قصه ی ما با شقایق قصه ای جانانه شد
قصه ی عشق من و او قصه ای کوته نبود
داستان عشق ما ، زیباترین افسانه شد
|